Top 10 similar words or synonyms for capparis

spinosa    0.913875

triakis    0.895405

kuhlii    0.893799

grouse    0.893357

spach    0.889833

tickell    0.888808

graveolens    0.886037

atthis    0.883738

unripe    0.882501

hoary    0.881898

Top 30 analogous words or synonyms for capparis

Article Example
کبر (گیاه) کبر گیاهی از راسته میخک‌سانان (Caryophyllales)، تیره کبریان (Capparaceae)، سرده کبرها (Capparis) است.
کلیر کَلیر ("Capparis decidua") نام درختی است بومی منطقه هرمزگان در جنوب ایران، بیابان تار هند و دیگر نقاط خشک جنوب آسیا.
کلیر کلیر از زیرردهٔ رزمانندها ("Rosidae")، راستهٔ کلم ("Brassicales")، (راسته طبقه‌بندی‌نشده یوروسیدهای ۲ (Eurosids" II"))، تیرهٔ کبریان ("Capparaceae")، سردهٔ کبرها ("Capparis") است.
کورک (گیاه) غنچه‌های این درختچه‌ها را که ترشی می‌اندازند و خورده می‌شود نی «کورز» - «کورک» - «کبر» و به فرانسه Capre می‌نامند. واریته‌ای از این گیاه با نام علمی Capparis spinosa var canescens cosson. که مترادف ان C. herbacca Willd می‌باشد میوه ان به فارسی به نام «خیار کبر» و «خیار شنگ» معروف می‌باشد.
کبریان کَبَرو با نام علمی: Capparis spinosa یکی از گیاهان است. کبر از راسته میخک‌سانان (Caryophyllales)، تیره کبریان (Capparaceae)، سرده کبرها (Capparis) است. کور (کبرو) دارای یک تاریخ طولانی استفاده توسط انسان است؛ شواهد اولیه مصرف آن به حدود ۱۸۰۰۰ سال قبل در مصر علیا برمی گردد. هم چنین در ۶۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح در ایران مورد استفاده بوده است. این گیاه بومی حوزه مدیترانه است و به خوبی به محیط‌های نامساعد، گرمای خشک و شدت‌های بالای تشعشع سازگار شده است. این گونه دائمی خاردار و خزان کننده گزینه مناسبی برای ازدیاد موفقیت آمیز در محیط‌های خشک، نیمه خشک و شور به شمار می‌آید. ویژگی‌های خاص کور باعث شده است که در سال‌های اخیر فعالیت‌های مرتبط با کشت آن در برآورده ساختن تقاضای جهانی برای فرآورده‌های خوراکی آن مورد توجه بسیاری قرار گیرد، به ویژه این که با یک تمرکز فزآینده جهانی بر روی سامانه‌های تولید و کیفیت پایدار، تولید غذای پاک و سبز از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. این گیاه به صورت خودروی، روی پرتگاه‌های سنگ لاخی، در اکوسیستم‌های خشک ساحلی با تحمل بادهای شدید و در اکوسیستم‌های بیابانی گرم و خشک رشد می‌کند و چون توانایی بیشینه ساختن جذب عناصر غذایی از خاک را دارا می‌باشد، ویژگی‌های یک گیاه تطابق یافته با خاک‌های فقیر از عناصر غذایی و رطوبت را از خود بروز می‌دهد. کور از طریق بذر و یا قلمه ساقه تکثیر می‌یابد هرچند که با توجه به خفتگی بذر و مشکل استقرار قلمه‌های ریشه دار شده، توسعه کشت آن دارای محدودیت‌هایی نیز می‌باشد. این گیاه دارای مصارف و فوایدی متنوعی از قبیل؛ پایداری بوم شناختی، تنوع زیستی، حفاظت خاک، احیائ اراضی، تناسب با کشاورزی کم نهاده، ایجاد فرصت‌های شغلی، فضای سبز، مصرف خوراکی و دارویی و غیره می‌باشد. بدیهی است توسعه کشت کور در مناطق حاشیه ای و مکان‌هایی که کاشت سایر گیاهان زراعی متداول سودبخش نبوده، علاوه بر یک درآمد جانبی برای کشاورزان فقیر، به عنوان راهبردی جهت توسعه کشاورزی بوم شناختی، به ویژه کشاورزی کم نهاده، در سطح زمین‌های آسیب‌پذیر مطرح است. کبر گیاهی بوته مانند است و دارای شاخه‌های چوبی باریک و دراز است که شاخه‌های کهنسال آن بی برگ ولی شاخه‌های جوان آن دارای برگ‌های کوچک، باریک و به درازای ۱۲–۴ میلیمتر و منتهی به نوک خار مانند است. این گیاه ریشه بسیار سخت و بلند با پوست کلفت دارد که پس از خشک شدن از مغز چوبی آن جدا می‌شود. این گیاه ممکن است تا سی سال عمر کند. میوه این گیاه کروی شکل (به درشتی یک گیلاس کوچک)، بدون تار و به رنگ سبز با خطوط موازی سبز و یا زرد کمرنگ است و درون میوه آن قرمز و پر از دانه‌های کوچک و لزج است. میوهٔ این علف هرز بیضی شکل، ابتدا به رنگ سبز روشن که تدریجاً متمایل به قرمز می‌شود و گوشتدار است. موسم گلدهی این گیاه اردیبهشت تا خردادماه است. محل رشد و پراکنش این‌گونه بیشتر در نواحی کم‌ارتفاع و گرم و مرطوب می‌روید و در بیشتر نواحی ایران از جمله شهرستان شهداد مشاهده می‌شود. کور (کبرو) فوق‌العاده به خشکی مقاوم است و ریشهٔ آن می‌تواند تا اعماق زیادی درون خاک نفوذ کند تا بتواند از رطوبت لازم برخوردار شود. اندام‌های رویشی: گیاهی پایا، به شکل درختچه‌های کوچک و خاردار، با انشعابات گسترده و خوابیده که توسط بذر تکثیر می‌یابد. ساقه‌های این گیاه پوشیده از کرک، متعدد، به طول ۱۰۰ سانتی‌متر که دارای انشعابات سخت و گسترده است و بر روی زمین پهن شده‌اند. برگ‌ها تقریباً متناوب، کرک‌دار، مدوّر، تخم‌مرغی شکل، به طول ۲ سانتی‌متر که در قاعده دارای گوشوارکی خارمانند و قلابی شکل است. اندام‌های زایشی: گل‌ها بزرگ، معطر، و به رنگ سفید تا متمایل به قرمز و دارای چهار کاسبرگ هستند که کاسبرگ‌های بیرونی بسیار بزرگتر از کاسبرگ‌های داخلی هستند.
فهرست وام‌واژه‌ها در فارسی ارجان- ارگانوم-ارون-ازملک-اسارون-اسپاراگوس-استراک-اسقیل-اشقمونیا-استبل-اکالیپتوس-الیسونAlyssum-امپراتور-انبرباریس-انتله-انخوسا-اندروصاقس-انطوبیا- اولسطیون-اولیرا-اپیکا-اونوبروخیس-ایرس-ایرسا-قالس-بدلیون-برباریس-بستیناج-بسیله-بشولیون-بطارش-بطریرک-بطونیقا –بقس-بگونیا-بوتیه-بوق، بوغ-پاپروس، پاپیروس-پتاس-پسیلیون-بریدVeredus-تاپسیا-تاتوره-تمیس-تیموس-جِس-جَبسین-جنتیانا-چراییتا-حبوره-دلفین- دینارDenarius-رادیوس-ریزوفور-ژالاپJalapa-سالویا-ستروطیون-سراسیاs?rasus-سَسالی-سطاخیس-سِطرکا (لا. فر)-سطوبی (لا. فر) –سفاجنوم- سفندولیون، سفندلیون-سقنقس- سقولوفندریون-سَلوی-سِلَّهZilla-سلیس (لا Silicea ,SiliciumفرSilice)-سَمیلقُسSmilax-سناتوریوم (فر. لا)-سندریطسSideritis-سنفیتون Symphytum-سیسارونSiser-سیسبان-سیسنبرونSisymbrium-سیلن-طراغیون-طریخومانس-طوقریونTeucrium-طیفیTypha-غارانیونGeranium- غاغالس تحریف شده Galeopsis-غالیس تحریف شده غالیوس، غالیوبسیس Galeopsis- فاباس، فابس-فاط-فاطونیقی Bettonnica-فافیر، فافیراPapyrus- فِرفیرPullipesفرPourpier-فرفیریه Purpura-فَرفیونEuphorbium- فسطاط (تازی شده بیزانسیPhossatonاز لاFossatum)-فسیلیون-فُک-فکتوریاریجیا- فیقسFagus-قاراسیاCerasus-قاقالیا، ککالیه-قالیوبسیس-قباریس، قباریش Capparis- قرطمCarthamus-قرقو-قَرنCornus-قرنوسCornus-قِرُنیهَ تحریف شده غرانیونGeranium- قَساCassia-قسطورهCastoréum-قُطُنCoton-قلوتهColūtea-قلومن Columna,Columen-قنیدیCnidius-قورال-قوقالس تحریف شده قوقلارسCochléaria –قولنجانGalanga-قیصر kaisarاز آرامی به تازی رفته لاCaesarاز Coedereبریدن-کابوس (لاIncubusفرIncuse)-کاسیاQussia-کاسیهCassia-کاکتوس (لا. فر)-کالادیوم-کالتاCaltha-کامالا-کاملیا، کاملیه (لاCamelliaفرCamélia)-کبابهCubeba-کپان Campana؟ ترکی شده=قپان تازی شده=قبان-کَتَلبهَ (لا. فرCatalpa)-کزوارینهَCasuarina-کسینوس (لا. فرCosinus)-کَشوثCusuta-کشهCassia-ککالیه، ککالیا-کُلا-کِلس (قشتاله یی Castillanکهن (قدیم)CalzaلاCalx)-کلسیوم-کمونCuminum-کَنَب-کنسرسیوم (لا. فر)-گاردنیا-گلادیول-گنه گنه (لا Quin quineزبان پروQuina-quina-گوتاپرکا-لادن – Ladanum-لارقس، لارکLarix- لغیون (لاLegionفرLégion)-لندولفیهLandolphia-لنگر (یوAgkyraلاAncoraتازیشده=انجر)-لوبِلیا-لوزولهLuzula-لوسیماخیوسLysimachïa-لوف، لوفاLuffa-لیبانوطسLibanotis-لیره (ترکی شده ایتا، لاLibra)-لیمونLimonum-لینوزسطس، لینوزوزطیس، لینوسوطسLinzozthis- مارثونMaritimum-مازریونMezereum تازیشده=معزرون-ماطرشلبهMater sylvae-ماگنولیا، مانولیا- متردطاس (لاMithridatesمهرداد گرفته شده از نام مهردادششم پادشاه پنتوس-مثردیطوس (لاMithridatumاز پهلوی میترادات= مهرداد، مثرودیطوس)-مُرارMorrera-مرکوریMercurials-مرماخوز، مرماحوزMarum-مِسکِل (از لاتین متوسطMuscus)- مَغن(Magnes)- مَلوتوس(Mallotus)-ملونیا(Meloniaخربزه) - موکُر(Mucor)-میل(Milia,Milliaهزارگام واحدمسافت)-مینیموم-مینیون (تازی شده Minium)-نپانتِس (فر. لاNepenthès)-نمره (تازی شده ایتالیاییNumeroازلا Numerus)-واپور (لاVapor’فرVapeur)-وافور (لاVaporفرVapeurدمه، دود)- وتوVeto(لا. فر Veto امتناع، مخالفت)-وستالیسVestalis-ویروس-هالینوطس(Melilotūs)-هرتیکهَ(Urtīcaگزنه)-یَرَبتون(Herbutum)-