Top 10 similar words or synonyms for کیوره

staring    0.903314

operands    0.899957

bsu    0.898771

روتوند    0.897490

ویلتن    0.894146

بکلومتازون    0.893711

هاچا    0.893375

tamucc    0.893293

دابلیوسی    0.892613

ulucamimeyavuz    0.891919

Top 30 analogous words or synonyms for کیوره

Article Example
کیوره بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت کیوره در سال ۱۳۸۵ برابر با ۴۰۳ نفر بوده است که از این میان ۲۱۷ نفر مرد و بقیه زن بوده اند. این روستا ۹۸ خانوار دارد.
کیوره کِیوَره (به معنای محل بزرگان )روستایی است از توابع شهرستان بروجرد در استان لرستان. این روستا در دهستان همت‌آباد در بخش مرکزی این شهرستان قرار دارد .
تپه کیوره تپه کیوره در شهرستان بروجرد، بخش مرکزی، روستای کیوره واقع شده و این اثر در تاریخ با شمارهٔ ثبت ۵۰۵۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه گنجینه تپه گنجینه مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بروجرد، بخش مرکزی، روستای کیوره واقع شده و این اثر در تاریخ با شمارهٔ ثبت ۴۷۷۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
شیربرفی شیربرفی نام کوه و قله ای در شهرستان بروجرد است. این کوه در جنوب شهر بروجرد و بر سر راه بروجرد - بیرانشهر قرار گرفته است و بخشی از رشته کوه زاگرس محسوب می شود. شیربرفی در غرب دشت سیلاخور قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۹۹۵ متر است . روستاهای مجاور این کوه در سمت شرق به ترتیب از شمال به جنوب عبارتند از: زرشکه، چنارستان، کیوره و بوریاباف. در جنوب و غرب این کوه نیز روستاهای متعددی وجود دارند از جمله : قلعه آبسرده، کلاته آبسرده،آبسرده الائی، ، پلکان علیا، تنگ لره و دره احمد.
طایفه کوشکی اکنون طایفه کوشکی به طور پراکنده در شیراز، مرودشت، جهرم، اصفهان، بروجرد، در روستاهای چنارستان, زرشکه , فیال, حاجی اباد ، کارخانه، قلعه،کرت اباد یا همت آباد، کیوره ، شاهویران علیا ,آیله ، تنجور ، بایه ، چغاکوری, چگنی کش،و اشترینان واطراف این شهرها همچنین معمولان، پل هرو، پلدختر ،کوهدشت، رودبار سیمره و بخش عمده‌ای از طایفه کوشکی در بخش طرهان ساکنند که خود به تیره‌های مذکور تقسیم می‌شوند: احمدی‌ها که خود ۶ گروه هستند که شامل آقا, علی محمد، ، علی نقی، گل محمد، قاسم، نقی, البته (بهرام خان و اولادها، قورچعلی نیزجزء تیره احمدی هستند)، تاته مون, میر آخور,شهرمیر, برجعلیوند, که در روستاهای چقاپیت علیا و چقاپیت سفلی، لطیف احمدی نژاد، چاه درازه رضا. حیدرعلی فاضلی ، قلندر,خانکه, محمدکریم،صیدحسین ، محمدعلی ،محمدزکی ، صیدکریم، تنگ کبود, گولاوی . عده ای در دمروستان, زیرتنگ. شعبه‌ای از این طایفه در میان ایل پاپی و شعبه‌ای دیگر در روستای سرچشمه منطقه ضرونی (ماریان رود) ساکنند که خود نیز به گروه‌هایی تقسیم می‌شود.
فهرست وام‌واژه‌ها در فارسی استیر-انبله-انبه-بَرگَت (هندی. اُردو)-بسنت-بشکال-بَلادُر-بنجار-بنگ (ه. سانسکریت)-بیمه (ه. اُ)-پرکاس، پرگاس (ه. س)-پَست (هند باستان)-پرشکال، پشکال-پنکه-پانی-تار، تال-تُنُک (ه باس)-جار-جُغ، یوغ، جوغ (ه باس)-جن (ه باس)-چاپ (ه. س)-چِلِم (یا چِلِم است یا چَلَم یا…)-چلو، چلاو، چیلاو-چلیم، چِلم –چنپا، چمپا-چُهره (ه. اُ)-چیت، چهیت-چیره (ه. اُ)-خام-خاییدن-خَس-دام (سکه)-دگل-رشتنrēs (هند باستان)-ریوRip(ه باس)-زار، زاره (ه با)-زر، زالJárant(ه با)-ساج، ساگ، ساگون، ساکهو-ساری، ساره، شاره-سال-سترونStarī-ستی-سِل، سیل، شل-سوهان (هند. اردوسوهن دلپذیر؟)-شت-طاوس، طاووس (دراویدی هندی)-فرنادPrānádá-فرنان (هند باسPra+naç)-کتری (اردو. کتلی)-کجور-کِچری، کچهری (هند. اردو)-کُچَل (پامال، کوفته)-کَدَر (کیوره) گیاه کادی-کرباس، کرپاس-کُرپی، کوپری-کاکیرا، کاکیره-کُرک (کُرج، کرچ اردوکوک (بارای هندی)-کرور (هند Cororدر نزد هندوکان ده هزارهزار (میلیون)-کروه (هند کوس افغانی کروه)-کِریل، کلیر-کژور (هند کجوراز ریشه چینی)-کَسیلا (واحد مسافت)-کسیله (مKessīāهند کهیلا)-ککرِی-کلب (هند کلپ)-کلهری (هند گلهری)-کُملی (هند اردو «کملی» (پتوی کوچک)-کِناریKinnari-کَنبیلاKampilla-کوتکوتوال-کوریKūrī-کوری Kowrī-کوس (واحد مسافت برابر یکسوم پرسنگ، کروه)-کهیلا، کهیله-گاثیکوار (هند؟)-گاری-گازGhas-گُرازیدن، گُراز (هندباستانVraj)-گری (ه باس Grīvaپشت گردن)-گَریال، گهریال باهای مختفی ورای هندی- گلوله، غلوله (عدل، لنگهGlāv)-گَلهَری، کلهری-گونی (کیسه)-کهن-گیت (یکجور از سرود)-گیدGīd-لاک (هندمتوسطLakkha)-لاوه-لَکا، الکا، الکه (ناحیه، سرزمین، ولایت)-لُنگوته Langotha,langoth-لولاLawla-سپستان (گیاه)-لَهَرLahr(موج دریا)- ماشه (واحد مقیاس هند)-ماغ (هند باس Madgúپکجورپرنده آبی)-مانیپوری-ماهوت (پچم پیلبان بمناسبت آنکه روی پارچه یادشده وارونگی (عکس) پیل وپیلبان بود، یکجورپارچه پرزدار کلفت)- مُنج (کنف)(گیاه)-مَنَدل-مودار-موری (خراسان ماری هندموری)-موش (هند باسMūš)-ناسپال (پوست انار، نارپوست)-ناشتا (نفی، سلب+آشتا هند باAç(خوردن) آش)- ناغه نویس (هند-پارسی)-ناک (یکجورامرود)-نال (رود کوچک، جوی)- نُویدن (هند باس Navغریدن جانوارن)-وال، والا (یکجورحریرنازک)-وَن (جنگل پر درخت)-هاکلهَ-هَنتال-شامپو(champi-chamnpu(-
خوانین بیرانوند علیمردان خان کبیر ملقب به سالارمظفر و امیراعظم معروف به مردوبزرگترین و نام آورترین سرکردگان لر و لک بوده است که هرگز سر سازش با حکومت‌ها را نداشت. علی مردان خان اعظمی بیرانوندبزرگترین فرمانروای خودمختار و یکه‌تاز تاریخ غرب ایران که توانست به مدت چند سال لرستان را از حکومت مرکزی جدا کند. این فرمانروای بزرگ تاریخ پدر مرتضی خان اعظمی وپدربزرگ دکتر هوشنگ اعظمی پزشک مشهور و انسان دوست می‌باشد. قلمرو حکومت وی از پشتکوه ایلام تا بروجرد بود. زمانی کهاز بروجرد به پشتکوه یا برعکس، عزیمت می‌کردند سران طوایف هدایایشان را آماده و به ایشان تقدیم می‌کردند. علیمردان خان اعظمی بیرانوند چندین جایگاه برای گرفتن باج از خوانین ایل‌های ثروتمند جنوبی، مرکزی و شمالی‌لرستان را مشخص کرده بود از جمله:پشتکوه، خرم‌آباد و قلعه کیوره دربروجرد."در آن سال‌ها که قحطی بر لرستان حاکم بود این بزرگمرد تاریخ ایران جان بسیاری از مردم تهی دست را با استفادهاز باج‌هایی که از خوانین ثروتمند گرفته بود و همچنین غارت‌هایی که از مالکان خارج کشور مثل اعراب آورده بود نجات داد.سران تمام ایلات و طوایف لرستان به خاطراقتدار بیش از حد علیمردان خان اعظمی‌بیرانوند با ایشان متحد می‌شدند. تا زمانی که ایشان زندهبود هیچ احدی جرأت نزدیک شدن به خاک لرستان را نداشت. قوای بیرانوند به فرماندهی این بزرگ‌مرد تاریخ ایران، ظل السلطان پسر ظالم ناصرالدین شاه را غارت کردند و سپس او به تهران فرستادند. ایشان والی پشتکوه رانیز مطیع خود کرد. طی جنگ جهانی اول روس‌ها که وارد خاک ایران شدند به لرستان نیز آمدند و تا بروجرد پیشرویکردند و در پیچ خم کوه‌های لرستانایلات و عشایر با آن‌ها درگیر شده وعلیمردان خان اعظمی بیرانوند بزرگ فرمانروای لرستان و ایل بیرانوند درمقابل آنان با مردانگی قابل وصفیایستادگی کردند به طوری که نیروهای روس را شکست دادند و تا قم بر آن‌ها تاختند. رضاشاه در دوره احمدشاه که تقریباً تمام قدرت در دستش بود چندین بار به قصد فتح لرستان به آنجا حمله کردو هربار به دلیل وجود این سردار دلیرشکست می‌خورد. شکست‌های مکرررضاشاه از قوای بیرانوند و لرستان به فرماندهی علیمردان خان اعظمی بیرانوندموجب شد که طی برنامه‌ای چند سالهاین بزرگمرد تاریخ ایران و لرستان راسرانجام در زمستان ۱۳۰۱ ترور کنند. ترور علیمردان خان اعظمی به فاتحان لرستان کمک به سزایی کرد زیرا تازمانی‌که این بزرگمرد در قید حیات بود همه مطیع امر و نهی او بودند ولی بعد ازترور وی لرستان به چند دسته تقسیم شده و هر دسته طرفدار یک نفر شدند. علیمردان خان اعظمی بیرانوند از چندنظر بر همه بزرگان عصر خویش برتریداشت:
میرزا احمدخان بیرانوند علیمردان خان کبیر ملقب به سالارمظفر و امیراعظم معروف به مردوبزرگترین و نام آورترین سرکرده لر و لک بوده است که هرگز سر سازش با حکومت‌ها ظالم را نداشت. علی مردان خان اعظمی بیرانوندبزرگترین فرمانروای خودمختار و یکه‌تاز تاریخ غرب ایران که توانست به مدت چند سال لرستان را از حکومت مرکزی جدا کند. این فرمانروای بزرگ تاریخ پدر مرتضی خان اعظمی وپدربزرگ دکتر هوشنگ اعظمی پزشک مشهور و انسان دوست می‌باشد. قلمرو حکومت وی از پشتکوه ایلام تا بروجرد بود. زمانی کهاز بروجرد به پشتکوه یا برعکس، عزیمت می‌کردند سران تمام طوایف و ایلات لر هدایایشان را آماده و به ایشان تقدیم می‌کردند. علیمردان خان اعظمی بیرانوند چندین جایگاه برای گرفتن باج از خوانین ایل‌های ثروتمند جنوبی، مرکزی و شمالی‌لرستان را مشخص کرده بود از جمله:پشتکوه، خرم‌آباد و قلعه کیوره دربروجرد."در آن سال‌ها که قحطی بر لرستان حاکم بود این بزرگمرد تاریخ ایران جان بسیاری از مردم تهی دست را با استفادهاز باج‌هایی که از خوانین ثروتمند گرفته بود و همچنین غارت‌هایی که از مالکان خارج کشور مثل اعراب آورده بود نجات داد.سران تمام ایلات و طوایف لرستان به خاطراقتدار بیش از حد علیمردان خان اعظمی‌بیرانوند با ایشان متحد می‌شدند. تا زمانی که ایشان زندهبود هیچ احدی جرأت نزدیک شدن به خاک لرستان را نداشت. قوای بیرانوند به فرماندهی این بزرگ‌مرد تاریخ ایران، ظل السلطان پسر ظالم ناصرالدین شاه را غارت کردند و سپس او به تهران فرستادند ضمن اینکه قدرت ظل سلطان برکسی پوشیده نبوده و خوده شاه از وی بیم و هراس بسیار داشت تا جایی که ظل سلطان را با سیاستی خاص محدود کردند وگرنه وی به قدری قدرتمند بوده که جلوس بر تخت پادشاهی برای وی کار سختی نبوده است ولی علی مردان خان امیر اعظم وی را تا بروجرد پیش کشانید و اورا غارت کرد ظل سلطان حاکم و ارشد اولاد شاه ایران که معروف به خونخوار بوده قدرت خود را در مقابل این شاه لر (شاه مردو) ضعیف دیده و تمام احشام خودرا جای گذارده و فقط فرصت فرار پیدا می‌کند. ایشان والی پشتکوه رانیز مطیع خود کرد. طی جنگ جهانی اول روس‌ها که وارد خاک ایران شدند به لرستان نیز آمدند و تا بروجرد پیشروی کردند و در پیچ خم کوه‌های لرستانایلات و عشایر با آن‌ها درگیر شده وعلیمردان خان اعظمی بیرانوند بزرگ فرمانروای لرستان و ایل بیرانوند درمقابل آنان با مردانگی قابل وصفیایستادگی کردند به طوری که نیروهای روس را شکست دادند و تا قم بر آن‌ها تاختند. رضاشاه در دوره احمدشاه که تقریباً تمام قدرت در دستش بود چندین بار به قصد فتح لرستان به آنجا حمله کردو هربار به دلیل وجود این سردار دلیرشکست می‌خورد. شکست‌های مکرر رضاشاه از قوای بیرانوند و لرستان به فرماندهی علیمردان خان اعظمی بیرانوندموجب شد که طی برنامه ای چند سالهاین بزرگمرد تاریخ ایران و لرستان راسرانجام در زمستان ۱۳۰۱ ترور کنند. ترور علیمردان خان اعظمی به فاتحان لرستان کمک به سزایی کرد زیرا تازمانی‌که این بزرگمرد در قید حیات بود همه مطیع امر و نهی او بودند ولی بعد ازترور وی لرستان به چند دسته تقسیم شده و هر دسته طرفدار یک نفر شدند. علیمردان خان اعظمی بیرانوند از چندنظر بر همه بزرگان عصر خویش برتریداشت: