Top 10 similar words or synonyms for کارآیی

کارایی    0.821584

کارائی    0.750868

بازدهی    0.718433

راندمان    0.699496

اثربخشی    0.648261

کارآمدی    0.636996

قابلیتهای    0.615270

قابلیت    0.605364

کیفیت    0.602946

بازده    0.600237

Top 30 analogous words or synonyms for کارآیی

Article Example
ژن پیوندی فر‌آورده‌هایی که از ژنهای پیوندی غده‌زا پدید می‌آیند، می‌توانند کارآیی تازهٔ دیگری، متفاوت با کارآیی فرآورده‌های ژنهای نخستین، بوجود آورند.
یکپارچه‌سازی دیسک سخت ۳)کاربرها و کارآیی موضوع
آذرخش گیر ۱- کارآیی بهتر در سنجش با دیگر آذرخش گیرها
مدیریت کارایی کسب و کار مدیریت کارآیی BPM یا Business Performance Management مجموعه فرایندهایی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا کارآیی کسب و کارشان را بهبود بخشند. در واقع این مجموعه فرایندها کارآیی و اثر بخشی هر سازمان را با اتوماتیک نمودن فرایند کسب و کار آن سازمان بهینه می‌سازند. به BPR، BPM یا Business Process Reengineering نیز اطلاق می‌شود.
پلیمر ۳) دست‌یابی به آلیاژهایی با کارآیی بالا با استفاده از بسپارهایی که اثرات هم‌افزایی (Synergistic) دارند.
ابلاغیه سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی - ارتقای کارآیی بنگاه‌های اقتصادی و بهره‌وری منابع مادی و انسانی و فناوری
آزیترومایسین ایمنی و کارآیی کپسول آزیترومایسین در کودکان زیر ۱۶ سال مشخص نشده است.
فشار گاز ریوی فشار گاز ریوی که در پزشکی با علامت PGP شناخته می‌شود در آزمایش‌های تخصصی مربوط به کارآیی شش‌ها بکار می‌رود.
ژن پیوندی برخی از ناهنجاریهای فام‌تنی و ژنهای پیوندی پدیدآمده از آنها در آسیب‌شناسی و تشخیص سرطان (چنگار) کارآیی دارند.
کدگذاری هافمن هیچ الگوریتمی شناخته نشده است که این را به همان روش و همان کارآیی کد قراردادی هافمن انجام دهد.