Top 10 similar words or synonyms for پاتولوژیک

فیزیولوژیک    0.777890

متابولیک    0.770106

التهابی    0.744481

بیماریزایی    0.733184

فیبروز    0.731757

پنومونی    0.727836

هورمونی    0.721489

آنافیلاکسی    0.718220

خودایمنی    0.717948

انسفالوپاتی    0.717192

Top 30 analogous words or synonyms for پاتولوژیک

Your secret weapon. Online courses as low as $11.99

Article Example
دودوئک (پزشکی) ۲- هر نیستاگموسی از نوع پاتولوژیک نیست.
کیست کیست می‌تواند مادرزادی (کلیه پلی کیستیک) یا پاتولوژیک مانند کیست هیداتید باشد.
گیرنده شناسایی الگو گیرنده‌های آشغالروب در تولید سلولهای کف الود انباشته شده از کلسترول در اترواسکلروز نقش پاتولوژیک دارند.
آدنوم تیروئید برای افتراق آدنوم فولیکولار از کارسینوم فولیکولار تیروئید با تهاجم کم، بررسی‌های دقیق پاتولوژیک لازم است.
گوش‌شناسی اوتولوژی یا گوش‌شناسی ، شاخه‌ای از دانش پزشکی است که به مطالعهٔ فیزیولوژی و کالبدشناسی پاتولوژیک گوش و دستگاه شنوایی می‌پردازد.
بطن انتهایی شواهد حاصل از ام آر آی در سطح مخروط انتهایی در شرایط پاتولوژیک ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:
لرزش لرزش یا رَعشه به حرکاتی غیر ارادی و پاتولوژیک در ماهیچه‌های بدن گفته می‌شود که حالتی نسبتاً ریتمی و نوسانی (به جلو و عقب) دارند.
تاکی‌آریتمی تاکی‌آریتمی یکی از انواع آریتمیهاست که به صورت ساده به هر گونه تاکی‌کاردی پاتولوژیک گفته می‌شود. تاکی‌آریتمی‌ها می‌توانند فوق‌بطنی، بطنی یا پراکسایتد باشند.
پروترومبین کامپلکس کانسنترت این دارو در بیمارانی که دارای مشکل انعقاد درون‌رگی منتشر و یا فعال سازی پاتولوژیک انعقادهستند، تنها به این دلیل که باعث سوختن این فرایند می‌شوند، دستور منع مصرف دارد.
ترازتوزوماب بدین ترتیب این دارو در همه موارد ابتلاء به سرطان پستان استفاده نمی‌شود و غالباً تنها در حالتی تجویز می‌شود که نتایج حاصل از بررسی‌های دقیق پاتولوژیک، بیانگر مثبت بودن عامل HER۲ در بافت مورد نظر باشند.