Top 10 similar words or synonyms for شیدوش

گردآفرید    0.710633

اشکش    0.699614

شاوران    0.688389

شیروی    0.686380

معاونیان    0.682770

پوراندخت    0.680961

خیرابی    0.676634

مهیمن    0.673594

ماوندادی    0.673167

رهام    0.668763

Top 30 analogous words or synonyms for شیدوش

Article Example
شیدوش نامی فارسی ، ( به کسر شین و ضم دال ) یکی از پهلوانان داستانی ایران ، پسر گودرز و برادر گیو
شیدوش شیدوش در شاهنامه پسر گودرز برادر بهرام و گیو و رهام و هجیر و نستوه و شهربانو ارم بود. پهلوان ایرانی و از سران سپاه ایران در جنگ با تورانیان در دوران پادشاهی فریدون و نوذر و کیکاووس و کیخسرو بود.
شیدوش شیدوش اولین‌بار در کنار منوچهر در جنگ با سلم و تور شرکت داشت، زمانی که ایرج بدست تور کشته شد و تخت کیان بی‌وارث گشت، فریدون مشاهده کرد کنیزک ایرج از وی آبستن است امیدش برای وراثت دو چندان شد اما کنیزک دختری بدنیا آورد و آن دختر با پشنگ برادرزاده فریدون وصلت نمود که ثمره آن تولد منوچهر بود. اکنون منوچهر جانشین تاج و تخت ایران است. مسئله جانشینی منوچهر برای سلم و تور گران آمد چون آنها پسران فریدون و در جانشینی از منوچهر مستحق‌تر بودند به همین سبب نقشه‌ای داشتند تا از منوچهر دعوت کنند ولی نیت‌شان را آشکار نکردند. چون سفیر دعوت‌نامه را نزد فریدون آورد فریدون یاد گذشته و قتل ایرج افتاد برآشفت و به قاصد گفت جز شمشیر میان آن دو پلید و منوچهر نخواهد بود. از میان یاوران منوچهر از شیدوش نیز نام برده می‌شود:
حکیم‌آباد (رباط‌کریم) حسن شیدوش٬رحیم فارسیان ٬حسین فارسیان.
نستوه پسر گودرز نستوه مانند برخی دیگر از نام‌آوران همچون شیدوش دارای عمر طولانی زیاد بوده یا اینکه دو شخصیت تاریخی نستوه در شاهنامه وجود داشته است، فرض دوم به واقعیت نزدیکتر است. گاهی هم نستوه به عنوان صفت بیان می‌گردد نه همچون شخص:
نستوه پسر گودرز نستوه از سرداران سپاه ایران در جنگ پشنگ که میان نوذر و افراسیاب رخ داد، نیز حضور داشت. هنگام جنگ طوس با فرودسیاوش و جنگ بزرگ کیخسرو و افراسیاب نامی از نستوه برده می‌شود. او برادر بهرام و گیو و رهام و هجیر و شیدوش بشمار می‌آید. در جنک بزرگ کیخسرو هنگام آرایش سپاه توران برای جنگ، یک نستوه تورانی نیز حضور دارد:
ایران در شاهنامه متحدان ارضی و قبیله‌ای فریدون در این برهه از تاریخ به ترتیب چنین مذکور است: شاپور که نگهبان تاج و گنج نیز هست و دیگر نستوه، که هر دوی این‌ها ایرانی تبار هستند. متعاقب ایشان نام قارن‌کاوگان، شیدوش، شیروی، سام‌نریمان، گرشاسپ و سرو شاه یمن است. این مورد اخیر را گاهی شاهنامه دستور یا وزیر فریدون نیز عنوان می‌نماید.
رهام دراین کتاب ابومسلم خراسانی (یکی ازمبارزان ایرانی علیه حکومت اعراب و امویان) با عنوان ابواسحاق ابراهیم بن عثمان بن بشار بن شیدوش پسر گودرز دانسته‌اند و در کتاب محاسن اصفهان (تالیف مفضل بن سعد ما فروخی اصفهانی) وی از نوادگان رهام پسر گودرز از پهلوانان بزرگ شاهنامه شمرده شده است.
ری در شاهنامه فرمانروای ری قارن است او از زمان فریدون یکی از اعضای مهم اتحادیهٔ جنگ علیه تور و سلم بود که همراه شاپور، شیدوش، شیروی، سام در کنار منوچهر در نبردها مشارکت داشت، قارن تا زمان نوذر زنده بود و سپهسالار اقوام ایرانی بشمار می‌آمد. فرماندهی ایرانیان در جنگ پشنگ بر عهده قارن بود امّا در این جنگ ایرانیان متحمل تلفات سنگین شدند که منجر به مرگ نوذر پادشاه ایران و احتمالاً مرگ قارن شد.
قارن نام قارن برای بار نخست زمانی عنوان می‌شود که سلم و تور برادر کهترشان ایرج را کشته و تاج و تخت ایران را پس از مرگ فریدون بی‌وارث گذاشته‌اند. فرمانداران و شاهکان خرد ایرانی که در این دوران گرد فریدون جمع هستند قارن شاه ری، سام شاه زابل، و تنی چند از بزرگان و پهلوانان ایران نظیر شاپور و شیدوش. فریدون به سفیر سلم و تور که برای ببخشش کردار گذشته منوچهر خواسته‌اند تا جبران کنند، اینگونه پاسخ آورد: