Top 10 similar words or synonyms for زیادتی

ربوبی    0.565716

العلل    0.534121

خودپسندی    0.526825

عز    0.522144

جاهلانه    0.519260

القوی    0.518795

المؤمن    0.516673

قربی    0.511643

تکبر    0.511312

سبعین    0.511005

Top 30 analogous words or synonyms for زیادتی

Article Example
سیاه‌گوش در ادبیات فارسی کلاسیک تفسیرهای دیگری از این ارتباط متقابل شده است، برای مثال در آنندراج آمده‌است: «... و به شاطر شیر مشهور است که زیادتی صید شیر قسمت اوست و... جانور مسطور پیشاپیش شیر رود و بانگ دهد تا جانوران دیگر از آمدن شیر آگاه شوند و احتیاط نمایند.» و خاقانی در این دو بیت تفسیر صحیح‌تری از این رابطه دارد:
مجدالملک سینکی «... اینکه برای این جانب ظرف آب پاشی فرستاده بودید، این چیزها مایه خرسندی اینجانب نمی‌شود. زیادتی خدمتگذاری آن عالیجاه باعث مزید میل و محبت اینجانب است. نه اینجانب و نه خدام اعتاب علیه پادشاهی هیچ کدام بجز ظهور خدمتگذاری توقع دیگر نداریم.»
کلیله و دمنه این نکته نیز جالب توجه است که یک بار نیز به فرمان پادشاه ادب‌دوست هند اکبرشاه همایون کتاب "پنچه تنتره" مستقیماً از سنسکریت به فارسی ترجمه شده‌است. مسئول این ترجمه شخصی بود به نام مصطفی خالقداد عباسی. به گفتهٔ او «حکم شد که هرچه خشک و تر در آن کتاب باشد به همان ترتیب رقم نماید تا قدر تفاوت اصل سخن و ترتیب آن و زیادتی و نقصان ظاهر گردد.»
صفویان ... والی در ممالک ایران چهار است که اسامی هر یک موافق اعتبار و شرف و ترتیب نوشته می‌شود: اول والی عربستان که به اعتبار سیادت و شجاعت و زیادتی ایل و عشیرت از والی‌های دیگر بزرگ‌تر و عظیم‌الشأن‌تر است؛ و بعد از آن والی لرستان فیلی است که به اعتبار اسلام، اعز از والی گرجستان است و ولات گرجستانات متعلقه به ایران، گرجستان کارتیل و کاخت و تفلیس است. و بعد از مرتبهٔ والی گرجستان، والی اردلان است که سنندج محل سکنای ایشان می‌باشد و بعد از او حاکم بختیاری و در قدیم‌الایام کمال اعزاز و احترام داشته‌اند.
جغرافیای تاریخی فارس ایالت فارس از دورهٔ قبل از اسلام به پنج خوره (کوره) تقسیم شده‌بود. این پنج کوره که در دوره بعد از اسلام نیز برقرار بود عبارتند از کورهٔ اصطخر، کورهٔ دارابگرد، کورهٔ اردشیر، کورهٔ شاپور و کورهٔ قباد. اصطخری در قرن چهارم هجری گوید «بزرگترین شهر فارس شیراز است و از آن پس به قیاس پسا، سیراف، ارغان (بهبهان کنونی)، توج، سابور (شاپور)، اصطخر، کثه، دارابجرد (داراب کنونی)، جور (فیروزآباد کنونی) جنابه (بندر گناوه کنونی) نوبندجان و غندجان که درجه به درجه بر یکدیگر زیادتی دارند.»
خیار عیب به گفتهٔ برخی دیگر از فقیهان «در محصولات ساخت بشر، خارج شدن از مجرای طبیعی با فزونی یا کاستی عیب است». گروهی دیگر نقص در مرتبه متوسط را عیب نامیده‌اند. ناصر کاتوزیان با توجه به جمع این چند نظر معتقد است: «عیب، نقصی است که از ارزش کالا یا انتفاع متعارف آن بکاهد». در تعریف حسن امامی عیب عبارت است از «زیادتی یا نقصان جزء یا صفت شیئی است نسبت به نوع خود». بر مبنای نظر لنگرودی «کمی و کاست یا زیادی و فزونی که برخلاف عادت و متعارف در چیزی یا حیوانی عیب است».
روزنامه وقایع اتفاقیه سال‌های نخست به تخت نشستن ناصرالدین شاه آکنده از شورش‌های پی‌درپی بود، ولی با کوشش‌های امیرکبیر آرامش در کشور حکم‌فرما شد؛ در این باره در صفحهٔ نخست روزنامه (در همان سال نخست، در زمان امیرکبیر) چنین نوشته شده‌است: چون که سرکار اعلیحضرت پادشاهی از زمان جلوس به تخت فرمانروایی تاکنون ممالک محروسه را سیاحت نفرموده‌اند و خاطر خسروانی مایل است که انتظام ولایات و آسودگی رعایا را برأی‌العین مشاهده فرموده و چون آفتاب جهانتاب به وجود مبارک روشنی حاصل نمایند. لهذا خاطر مبارک عزیمت سیاحت در ممالک عراق [=عراق عجم] و اصفهان فرموده، برخلاف اسلاف خود اعلیحضرت پادشاهی که شوکت دولت همایون و جلال نوبت روزافزون خود را آسایش رفاه رعیت و انتظام و امنیت مملکت می‌دانند و منظور دارند که از زیادتی قشون در حرکت آسیبی به رعایا نرسد.
نفائس الفنون فی عرائس العیون «و در معرفت زمین وجوه بسیار گفته‌اند از آنجمله آنکه اگر خواهند بدانند زمین نیک است یا بد، چاهی بمقدار دو گز فرو برند و قدری گل از آن در آب اندازند زیرا که باد شمال بواسطه برودت روی زمین را سخت کند و نگذارد که تخم در زمین بروید و پرورش یابد و در نیمه اول ماه پیش بعضی بهتر باشد و اگر زمین دخل کم دهد سرگین مرغان با تخم آمیخته کنند و بیفشانند سبب قوت و زیادتی دخل شود خاصه سرگین کبوتر اما اگر تخم خشک باشد و زمین نمناک نباشد سرگین کبوتر نشاید انداختن چه از غایت حرارت تخم را سوزاند لیکن اگر نمناک بود نیک باشد و اگر خواهند که علفها که در میان غله برآید پاک کنند گفته‌اند اگر بوقت طلوع سنبله یا جدی یا دلو ببرند دیگر بر نیاید و اما باید که ماه در محاق باشد.»
شوچیکتسال این ایزدبانو، به عنوان حامی و محافظت کننده از مادران جوان و همینطور به عنوان حامی و پشتیبان بارداری (حاملگی)، و زایمان و بدنیا آورندهٔ کودک، شناخته می‌شد و همچنین در صنایع دستی و فعالیت‌های اینچنینی مخصوص زنان، همچون بافندگی و قلاب دوزی، به آنها یاری می‌رساند و حامی آنان بود. بر خلاف چند چهره و شخصیت دیگر در مجموعهٔ خدایان آزتک، که همگی خدایان مؤنث زمین محسوب می‌شوند و با باروری و حاصلخیزی، چه در عرصهٔ کشاورزی و چه در حیطهٔ مسائل جنسی و شهوانی در ارتباطند، شوچیکتسال همیشه به صورت یک زن جوان و جذاب و اغواگر، که ثروتمندانه و غنی لباس پوشیده به تصویر کشیده شده‌است، و به طور نمادین و سمبلیک با گیاهان و گل‌های خاص همراه است. به لحاظ مفهومی، شوچیکتسال همچنین به صورت نماینده میل و اشتیاق، لذت و تمتع، و افزون طلبی و زیادتی، ظاهر می‌شود و در این راستا، در عین حال که به عنوان حامی روسپیان و فاحشه‌ها عمل می‌کند، حامی صنعتگران، و بویژه صنعتگرانی که در تولید اقلام لوکس دست اندرکارند نیز، می‌باشد.
نامه تیمور به شارل ششم پادشاه فرانسه صد هزار سلام و آرزومندی ازین محّب خود با جهان ارزمندی بسیار بعد از تبلیغ ادعیه رای عالی آن امیر کبیر را نموده می‌شود که که فری فرنسکس تعلیم‌ده بدین طرف رسید و مکاتب ملکان را آورد و نیک‌نامی و عظمت و بزرکوری آن امیرکبیر را عرضه کرد عظیم شادمان شدیم و نیز تقریر کرد که با لشکر انبوه روانه شد بیاری باری تعالی و دشمنان ما را و شما را قهر و زبون کرد من بعد فری جوان مارحسیا سلطانیة به خدمت فرستاده شد وی بخدمت تقریر کند هر چه واقع شد اکنون توقع از آن امیر کبیر داریم دائماً مکاتیب همایون فرستاده شود و سلامتی آن امیر کبیر باز نماید تا تسلّی خاطر حاصل آید دیگر می‌باید که بازرگانان شما را بدین طرف فرستاده شود که اینجایگه ایشانرا معزّز و مکرّم سازیم و نیز بازرگانان ما بدان طرف رجوع سازند ایشانرا نیز معزّز و مکرّم سازند و بر ایشان کسی زور و زیادتی نکند زیرا دنیا ببازرگانان آبادانست زیادت چه ابرام نمایم دولت باد در کامرانی بسیار سال و السلام تحریر فی غرّة محرّم المکرم سنة خمسة و ثمانمایه الهجریّة [مُهر تیمور]