Top 10 similar words or synonyms for دورتونیون

escovedo    0.647069

اوالون    0.645789

shchastia    0.635517

giano    0.635339

ریسوز    0.635000

پپرنژ    0.632968

lietuvos    0.632154

کوکرموث    0.631896

کاتسوناگا    0.631778

cradled    0.631015

Top 30 analogous words or synonyms for دورتونیون

Article Example
دورتونیون منطقه‌ای مرتفع که دقیقاً در شمال بله‌ریاند قرار داشت؛ مورگوت در داگور براگولاخ، به آن تاخت و پس از آن، تائور-نو-فویین نام گرفت.
دورتونیون دورتونیون نام سرزمینی خیالی بر اساس داستانی از تالکین می‌باشد.
برن (سرزمین میانی) برن پسر باراهیر و املدیر می‌باشد. او انسانی از خاندان سلطنتی بئور از دورتونیون می‌باشد. نبرد داگور براگولاک یا «نبرد شعله ناگهانی» در جوانی او اتفاق افتاد و باعث نابودی سرزمین او شد. برن جوان همراه با پدر و ده یار وفادار او در ارتفاعات دورتونیون زندگی می‌کردند و دوازده نفر از آنان کارهای شجاعانه بسیاری انجام دادند که یکی از آنها ناکام گذاشتن بزرگ مورگوت، ارباب تاریک آنگباند است. بعد از خیانت‌ها و کشته شدن یاغیان دورتونیون به دلیل خیانت‌هایی که گورلیم ناراحت انجام داده بود، برن سوگند یاد کرد انتقام پدرش را از مورگوت بگیرد، «اما شیون و زاری نکرد، زیرا قلبی سرد داشت». او حلقه باراهیر را از اورک‌ها باز پس گرفت و به عنوان یک یاغی به زندگی خود ادامه داد، آنچنانکه رشادت و شجاعت‌هایی که از خود نشان داده بود در تمام سرزمین‌های آزاد شهره خاص و عام شده بود. اما سرانجام مجبور شد سرزمین مادری اش و قبر پدرش که در کنار سائورون و داگورلوئین بود را رها کند. هنگامیکه از دوریات عبور می‌کرد به طور اتفاقی آواز خواندن و رقصیدن لوتین در طبیعت را دید و در آنجا بود که به عشق لوتین شاهزاده سینداری و دختر تینگول و ملیان دچار شد.
سائورون عاقبت به سبب بی احتیاطی‌های یکی از یاران باراهیر به نام گورلیم دررفت‌وآمد به سمت املاک غارت شده اش در دورتونیون و آگاهی خادمان مورگوت از این موضوع، سرانجام او در خانه اش در حالی که فکر می‌کرد همسرش ای لینل زنده است و از دوری ناله می‌کند (صدای ناله‌ها در واقع افسونهایی بود که سائورون برای بدام انداختن او استفاده کرد) توسط اورک‌ها دستگیر شد.
سائورون پسر باراهیر برن بود که بسبب مأموریتی که پدرش به او داده بود، در دورتونیون نبود و در دوران با لوتین دختر تین گول و ملیان آشنا شد و عاشق او شد اما شاه دوران تین گول با خبردار شدن از این عشق میان یک الف و یک آدم فانی، خشمگین سرانجام از برن خواست یکی از سیلماریل‌های ارزشمند را از تاج مورگوت بردارد و برایش بیاورد تا لوتین از آن او شود.
سائورون پس از شکسته شدن صلح چهار صد ساله و با درگرفتن نبرد داگور براگولاخ (نبرد شعله‌های جهنده) که منجر به ویران شدن قلمروهای دورتونیون (سرزمین تحت فرمانروایی آنروز و آیگنور، پسران کهتر فینارفین و برادر شاه فین رود شاه نارگوتروند) و کشته شدن شان و ویرانی قلمرو پسران فئانور (جز هیم رینگ مایدروس) و کشته شدن فین گولفین، شاه برین نولدور شد، عقب‌نشینی آهسته و مستمر الف‌های نولدور و الف‌های خاکستری تحت امرشان به سوی جنوب شد. در همین زمان آدمیان خاندان بئور کهنسال (اولین خاندان اداین (آدمیان وارد شده به بلریاند)) سرکرده‌ای دلیر و بسیار نیرومند به نام باراهیر داشتند. او در اثنای این جنگ، شاه نارگوتروند، فین رود را که نزدیک بود بدست اورک‌ها کشته شود نجات داد و فین رود هم با او عهد دوستی و کمک به هنگام نیاز با او را بست. یکی از این نشانه‌ها، اهدای حلقه‌ای به باراهیر بود که به انگشتر باراهیر معروف شد و آراگورن هنگام عقد با آرون آنرا به او داد.
سائورون پس از شکنجه شدن گوریل بوسیله اورک‌ها، او را با این وعده که اگر مخفی گاه باراهیر را فاش کند، قول می‌دهند ای این را به او بازگردانند، سرانجام او را به حضور سائورون آوردند و او وحشت زده از هیبت سائورون، تمامی رازها را بر ملا کرد. اما ای لینل در واقع مرده بود و سائورون به گورلیم القا کرده بود که او هنوز زنده است و به طرزی سنگدلانه به او گفت: «دعایت را برآورده می‌سازم و تو به نزد ای لینل خواهی رفت و از بندگی من آزاد خواهی شد» و سپس او را با مرگی رذیلانه از پای درآورد؛ و صبح سپیده دم با اورک‌ها به دورتونیون شبیخون زد و تمامی یاران باراهیر و خود او را کشت.