Top 10 similar words or synonyms for باهمین

کونچاگوا    0.644679

توربراتور    0.641511

مستعارش    0.626462

آریوخ    0.624849

سامهیتا    0.617953

هوناب    0.613186

naam    0.607434

اتانال    0.606267

هوروسی    0.606111

ویهارا    0.604954

Top 30 analogous words or synonyms for باهمین

Article Example
ولسوالی اشکاشم ولسوالی اشکاشیم در مرز تاجیکستان قرار گرفته و ناحیه‌ای نیز باهمین نام اشکاشم در تاجیکستان هست.
راستاب حمام قدیم روستا از دورهٔ صفوی ودر مکانی باهمین نام قرار دارد. گورستان راستاب در جنوب همین مکان کنونی بوده که به مرور زمان به وسعت آن افزوده شده.
لردگان مردمان لردگان از لران بختیاری هستند. شهر لردگان مرکز شهرستان لردگان با هزار و هفتصد متر ارتفاع از سطح دریا در ۱۶۰ کیلومتری جنوب شرقی استان چهارمحال و بختیاری قرار گرفته‌است. جوشش چشمه برم در مرکز شهر لردگان گردشگاه باهمین نام را به وجود آورده‌است. این چشمه پرآب علاوه بر تأمین آب کشاورزی و آشامیدنی یکی از سرشاخه‌های کارون به‌شمار می‌آید.
خط (نوشتار) لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولاً از «راست به چپ» و سپس از «چپ به راست» نوشته شده‌است. حتی درآغاز نوعی روش شیار گونه نیز متداول بوده‌است. در یونان قدیم، نوعی نگارش بوده که ابتدا از راست بچپ می‌نوشتند و چون به انتهای سطر می‌رسیدند از چپ براست می‌نوشتند و باهمین ترتیب تا آخر پیش می‌رفتند.
دوره کثرت مداری در معماری فیلارمونی اصولاً«ظرف موسیقی است» وشبیه به ساز بزرگی است که دیوارهای بیرونی اش به پوسته تارک جعبه صوت می ماندشاروندر توضیح طرح خود نوشت«موسیقی در مرکز:همین اندیشه ساده استکه تالار موسیقی ارکسترفیلارمونی برلین را تعریف کرده استکل بنا را باید درنسبت باهمین اندیشه دانست»
استخوان بی‌نام سطوح: سطح خارجی در وسط حفرهٔ عمیق مفصلی است موسوم به استابولوم (حفره حقه‌ای) که با سر مدور و صاف استخوان ران مفصل ران را تشکیل می‌دهد. حفره حقه‌ای دقیقاً در محل اتصال سه قسمت تهیگاهی (ایلیوم)، نشیمنگاهی (ایسکیوم) و شرمگاهی (پوبیس) استخوان بی‌نام قرار دارد. در بالای حقهٔ سطح پهن و پیچ دار و نسبة عمیقی است موسوم به حفرهٔ خارجی خاصره که محل اتصال برخی عضلات ران می‌باشد مقابل باهمین حفره در سطح داخلی استخوان حفرهٔ داخلی خاصره است. در پائین حقه سوراخ بیضی شکل بزرگی است بنام سوراخ سدادی یا ابتوراتور که بواسطهٔ پرده‌ای موسوم به غشاء سدادی پوشیده و مسدود است.
رباب رَباب (Rabab) نام نو معرب یک ساز قدیمی و باستانی است که خاستگاه از آریانای کهن، خراسان دوره اسلامی و افغانستان امروز که هم‌اکنون در قسمت‌های سیستان و بلوچستان و افغانستان کنونی می‌باشد. به روایت تاریخ: این سازواره باهمین نام رباب بیش از یک هزار سال قدمت داشته است. نام پارسی اش رواده می‌باشد. در متون باستانی و یونانی این سازواره در دوران هخامنیشیان به یونانی و بویژه در لاتینی «پندورا پرزاروم» (Pandura Persarumو یا Pandora Persarum) نگاریده شده است. نامهای دیگربه زبان فارسی هم دارد.
بیماری آلزایمر با انجام آنالیز پیوستگی بر روی اعضاء خانواده‌های مبتلا به نوع زود رس آلزایمر، ناحیه‌ای بر روی کروموزوم14 (14q24.3) در ارتباط با آلزایمر بدست آمد. mRNAهای مختلف حاصل از این ناحیه به کمک RT-PCR بررسی شده و با مقایسه موتاسیونهای موجود در mRNA افراد بیمار با افراد سالم، ژن عامل آلزایمر شناسایی شد. این ژن پروتئینی کد می‌کرد که پرسینیلین۱ نام گرفت. این ژن بصورت PSEN1 نمایش داده می‌شود. باهمین روش یک ژن مشابه دیگر، برروی کروموزوم۱در ناحیه 1q32-۴۲ شناسایی شد که PSEN2 نام گرفت. پروتئین‌های پرسینیلین۱و۲، حدود ۶۷٪ با هم شباهت دارند و پروتئینهای غشایی هستند. حدود ۴۰٪ از آلزایمرهای زودرس فامیلی بعلت جهش در این ژن است جهش در این ژن باعث افزایش مقدار Aβ۱–۴2(43) می‌شود (مکانیسم این عمل هنوز مشخص نیست).
پشنگ کامکار پشنگ کامکار (۳۰ آذر۱۳۳۰، سنندج -)، نوازنده سنتور، از اعضای گروه کامکارها و یکی از بنیان‌گذاران گروه شیدا است. وی از سن ۱۰ سالگی فراگیری موسیقی را با ساز سنتور نزد برادر بزرگ خود هوشنگ کامکار آغاز کرد. ردیف‌های استاد ابوالحسن صبا را نزد پدر خود استاد حسن کامکار آموخت و در سال ۱۳۴۵ در مرکز فرهنگ و هنر سنندج مشغول به تدریس شد. وی همزمان با تدریس به اجرای کنسرت در شهرهای مختلف کردستان و اردوهای رامسر پرداخت. به مدت ۵ سال با رادیو سنندج همکاری کرد و بعد از دوران سربازی به تهران مهاجرت نمود و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد. در این دانشکده از اساتیدی چون نورعلی خان برومند و دکتر داریوش صفوت، دکتر برکشلی، هرمز فرهت، دکتر تقی مسعودیه و سایر اساتید بهره برد. او به همراه پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۵۵ در آزمون سراسری باربد، نخستین کنکور موسیقی ایران به مقام نخست سنتور نوازی نائل آمد. پشنگ کامکار یکی از بنیانگذاران گروه شیدا است و اولین تکنوازی خود را با این گروه به همراه محمدرضا شجریان و محمدرضا لطفی با نام «به یاد عارف» ارائه کرد وبه دنبال آن کارهای دیگری مثل چاوش ۶ و همچنین سه‌گاه جشن طوس را باهمین گروه اجرا کرد. بعد از تعطیلی گروه شیدا، پشنگ کامکار سرپرستی گروه را به عهده گرفت و ۲ آلبوم با خوانندگی صدیق تعریف به اسم فراق و گلگشت روانه بازار کرد. مدتی هم با گروه دستان همکاری داشت از جمله کنسرت با ایرج بسطامی همراه این گروه در ایران و سایر کشورها. تا اینکه گروه کامکارها به طور رسمی شکل گرفت و او همراه این گروه خانوادگی در ایران و سایر کشورها کنسرت‌هایی در جهت معرفی موسیقی ایران برگزار کرد و همچنین اجرا در فستیوال‌های معتبر جهانی. در سال ۱۳۸۱ آثارش در شورای ارزشیابی هنرمندان مورد بررسی قرار گرفت و مقام درجه یک هنری (معادل دکترا) به او اعطا شد. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به تدریس در دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه آزاد و عضویت در هیئت ژوری دانشکدهٔ موسیقی کرج و تدریس نوازندگی سنتور اشاره کرد.